آنچه فرا روی شماست بخشی از بیانات حجة الاسلام قرائتی در برنامه تلویزیونی درس هایی از قرآن ( مورخه 89/08/13 ) است که از نظرتان خواهد گذشت :
به پیغمبر گفتند: بیا با هم رفیق شویم. یك خرده تو احترام بتهای ما را بگیر، یك خرده هم ما كار به تو نداریم. پیغمبر مأمور شد که به آ ن ها بگوید: «قُلْ یَأَیهَُّا الْكَفِرُونَ» (كافرون/1) «قُل» یعنی بگو ؛ بگو: «لَكمُ ْ دِینُكُمْ وَ لىِ َ دِین »(كافرون/6) من قبول نمیكنم. راه شما برای خودتان، راه من. من جذب شما نمیشوم.
تمرین كنید كه در مقابل باطل محكم بایستید. حق را دو دستی بگیرید و باطل را دو دستی رد كنید.
ممكن است رفیق شما بگوید: حالا این سی دی را بشنو. حالا این فیلم را ببین. حالا این سیگار را بگیر. حالا بیا اینجا برویم. بگو: آقا «لَكُمْ دینُكُمْ وَ لِیَ دینِ»! این شعار شما در مقابل هر دعوتی باشد.
در كربلا یك پسر سیزده ساله بود به نام قاسم. این پسر امام حسن مجتبی بود. امام حسین عمویش بود. گفت: قاسم شهادت را چطور میبینی؟ گفت: شهادت از عسل شیرینتر است. یعنی چه؟ یعنی اگر بنا است رژیم، رژیم یزیدی باشد شهادت برای من شیرینتر است. اگر بنا است حاكم بر ما یزید و بنیامیه باشد، این را بصیرت میگویند. كه یك بچهی سیزده ساله تحلیل سیاسی دارد. كدام دانشكدهی سیاسی حاضر است فارغ التحصیلش بگوید: بابا من حاضر هستم... گاندی این كار را كرد. گفت: من حاضر هستم لباس ساده، لنُگ ببندم. لخت با یك لُنگ زندگی كنم اما لباس غربیها را نپوشم. یك بچهی سیزده ساله میگوید: تكه تكه شوم اما حكومت یزید را نمیپذیرم.